قانون
....خورشید کم کم داشت قد بلندی میکرد تا
خودش را به پنجره ای مسجد برساند!اما شیخ علی انگار دلش نمیخواست برای
خواندن نماز از جایش بلند شود!با عصبانیت نگاهی به مشدی حسن موذن مسجد
انداخت !با نگاهش دلیل این بی نمازی اهالی ده را پرسید! مشدی اولش کمی
دسپاچه شد اما زود خودش را جمع وجور کرد ...دیگه چکار کنم قربون جدت؟دوبار
رفتم بالا بوم مسجد اذان گفتم باور کن اگه بلال حبشی هم بود نمیتوانست مثل
من داد بزند!انگار خاک قبرستان پاشیده اند روی این ده!همه بهانه میاورند
!دو روز پیش سقف حمام زنانه ریزش کرد!مونده حمام مردانه که قرار شد نوبتی
باشد!صبح ها زنها عصر ها مردها!قبول نکردند!خلاصه هیچکس بحق خودش قانع
نیست!زنها میگویند توی ابی که مرد نامحرم رفته نمیروند!مردها میگویند زنها
اب خزینه را کثیف میکنند!خلاصه که یک حمام سالم هست اما هیجکس نمیرود !همین
را بهانه کرده اند که نماز مسجد خلوت شده !من میگم برم توی ده بگم اقا
گفته هر کس بیاید مسجد از خمس وزکات معاف میشود؟!نه انوقت خرج زندگی شما چه
میشود!نمیشه بگیم تا سقف حمام زنانه درست شود میتوانند تیمم کنن؟بجای
غسل!!خلاصه قربون جدت اگه میخوای کاسبی کنی یا باید قانون غسل وحنابت را
عوض کنی!یا سقف حمام زنانه را درست کنی!!!!!!!