..میدونی الان دلم میخواست کجا باشم؟دوست داشتم برم تو خیابون ارگ تو یک کافه ای خلوت بشینم بعد مثل بهروز وثوقی تو فیلم قیصربگم......چند ورق کالباس با مخلفات بیار یه پنج سیری هم بزار تنگش.......یواش یواش بدون ترس بخورم شنگول که شدم بزنم بیرون یک پاکت پسته برم سینما!کریستال .دیاموند.شهر فرنگ.فرقی نمیکرد تا فیلم تموم بشه هوا تاریک شده!بعد سوار موتور.مثل رضاموتوری با صدای فرهاد کجا؟وکیل اباد بعدشم بستنی طرقبه چه کیفی داره!تا برسم خونه دهنم دیگه بو نمیده که اقام گیر بده که.....باز زهرماری خوردی.......راحت میخوابیدم صبح هم قبراق سرحال میرفتم سر کار.............رفیق من اینقدر دستتو تکون نده!هرچی بیشتر تکون بدی این دستبند سفت تر میشه!دردشم بیشتر !راستی سیگار داری؟اگه اینجا نگه مون دارن تا صبح از خماری تلف میشیم !پول داشته باشیم میشه از مامورا جنس خرید !گرونتر از بیرونه !اما هست زیاد هم هست! بقول اقام پول داشته باش روی سبیل شاه نقاره بزن! چی دوست داشتیم بشیم. چی شدیم!کسی هم از ما نپرسید!خودشون بریدن خودشون هم دوختن!یکی بود اول نمازشو میخوند بعد عرقشو میخورد !یکی هست اول مواد میکشه بعدش چرت میزنه!!!!!