..میدونی باید این اتفاق یک روز می افتاد!البته این خواسته کسی نبود اما اجتناب ناپذیر بود!مشکل ایتجاست که ما به خودمون تعلق نداریم!رشته هایی که نمیشه پاره اش کرد چون بجاهای وصل میشه که برای هر دو عزیزه!همیشه همین بوده !مدت کمی میتونی فارغ از هر مشکلی از این رفاقت لذت ببری!ووقتی میفهمی که به ادامه ای این رفاقت نیازمندی در عین ناچاری مجبور به قطع رفاقت هستی!دوست داشتن چیزی نیست که از یاد کسی بره وشاید دوست داشته شدن! هیچوقت تصور بدی نسبت به اون نداری وهمیشه دلت میخواد حتی اگه با تو نیست خوشحال باشه.چون اون باعث شده لحضاتی هر چند کوتاه سرشار از شادمانی باشی وخوشحال که کسی در فکرش داره به تو فکر میکنه!......روزگار وامروز وفردا میان ومیرن !این اجساس تنهایی هم قشنگه .قشنگ به تعبیر سهراب!اولین باره که دوست نداری از کسی که ترکت میکنه یا ترکش میکنی!متنفر باشی !صادقانه براش ارزوی بهروزی میکنی وچقدر دلت میخواد اون هم برای تو همین ارزو رو داشته باشه هر چند دست نیافتنی!...............یادت هیچوقت از یادم نمیره........ابنو یادت نره...........!