قضاوت
...اخر همین خیابون که رسیدی کوچه ای اول !درب دوم سمت راست.اگه خودش خونه نباشه زنش میاد دم در بگو با اقا یونس کار دارم دیگه لازم نیست چیزی بگی برات میاره تو یک کیسه ای پلاستیکی !این مرحله ای اول که تموم شد! دست خودته بخای تنها بخوری یا با یک دوست!با مزه یا بدون مزه!مزه میتونه هر چی باشه یکی بود میگفت...مزه ای لوطی خاکه.....رسیدی یک جای خلوت اروم گره ای کیسه ای پلاستیکی رو باز میکنی برای خودت یا دوستت توی استکان ترجیا باریک میریزی حواست باشه پرش نمیکنی!بعد هر دو با هم استکانها رو برمیدارید با یک نگاه که سرشار از لطافت میتونه باشه از هم رخصت میگیرید برای خوردن تو میگی سلام اون میگه نوش!همین روش رو ادامه میدین!بقول گفتنی کله تون که گرم شد!شروع میکنین به تعریف کردن از کسانی که دوستشون دارید عشق های قدیمی!ولحظه های که با یاد اوریش دلتون میلرزه! نمیتونید دروغ بهم بگید ..مستی و راستی..نشنیدی؟!..............دیگه خودت قضاوت کن! وقتی مواد میزنی سرت پایینه !وقتی عرق میخوری سرت بالاست!میدونم این حلاله اما اون حروم!اما مستی تا صبح طول میکشه! خماری تا وقتی که زنده ای!حالا خودت قضاوت کن!