..ایران خانم بالای اطاق نشسته بود کامل زنی چاق با چشمانی نافذ !از همه جایش طلا اویزان بود!شده بود عین....مجسمه ای بودای نشسته.....!نی قلیان را از دهانش برداشت وبا صدایی سرد شروع به حرف زدن کرد!

خوب گوش کن چی میگم دختر !نه عاشق کسی شو نه بزار کسی عاشقت بشه!حتا خنده ای مجانی هم نکن!هیچ مردی اینجا نمیاد مگه اینکه نامرد باشه!هیچ مردی  وفا دار نیست که اگه وفادار بود اینجا نبود!پس حواست رو جمع کن هر کی میاد پیشت میخاد چاخان کنه که پول نده!یا وعده ای سر خرمن میده که دفعه ای بعد پول نده!دنبال دود دم نرو که اگه لاغر بشی دیگه مشتری نداری!فکر نکن این چهار دیواری زندانه که همه ای دنیا چهار دیوارییه!دنبال کس کارت نگرد!که دیگه قبولت نمیکنند!حرفه دلت رو گوش کردی که اینجایی از حالا بحرف عقلت کن!

ببخشید میشد ادامه داد اما ...........