اولی:چی شد؟ چرا تنها برگشتی؟نیومد؟

دومی: نه!نیومد!بریم!

اولی:بریم؟تو که گفتی زبونت خوبه راضیش میکنی!قیمت بالا گفت؟

دومی:نه!حرف پول نزد!غصه ی پول نبود! بریم!

اولی:اینهمه حرف زدی باهاش !نتونستی راضیش کنی؟باید خودم میرفتم!

دومی:نمیاد!هر کاری کردم فقط گریه میکرد!حتی التماسش کردم قبول نکرد!

اولی:گریه چرا؟التماس ؟ مگه چی گفتی؟

دومی:گفتم برگرد خونه!هر چی هستی باش !اما برگرد خونه!کمر بابا خم شده!مدام صفحه ی حوادث روزنامه ها رو میخونه!مادر همش سر نماز گریه میکنه!خسته شدیم بسکه به خاله گفتیم رفته خونه ی عمه!به عمه گفتیم رفته خونه ی خاله!

اولی:قبول نگرد؟!

دومی:نه!اینو بهم داد!گفت با خواهر هر کی خوابیدی ازش استفاده کن!!