اور دوز.داستانی دیگر
پولهایش را دوباره شمرد درست بود زنگ زد پسرک ده ساله ای درب را باز کرد نگاهشان بهم خورد بی هیچ حرفی پول را داد جنس را گرفت به همین سادگی! قدمهایش را تندتر کرد نمیخواست بیشتر از این خماری بکشد....درب باز بود وارد اتاق اولی شد چند نفر در حال مصرف بودند مرد صاحبخانه جلو امد اسکناسی به او داد. تا او لوازم را برایش بیاورد استینش را بالا داده بود.تمام وجودش سراپا نیاز بود....... تزریق انجام شده بود صدای صاحبخانه. شانس اوردی هنوز رگی داری!نفرقبلی مجبور شدم زیر بیضه هاش بزنم اینجا را خلوت کن تاکسی نیومده.سرش را تکان داد سیگاری روشن کرد نشست به دیوار تکیه داد لحظه ای کیفورش رسید چقدر برای این لحظه زحمت کشیده بود!لذتی عمیق عضلاتش شل شد سرش را عقب برد ومردمک چشمانش تمام زندگیش را برایش اکران کرد........کودکی. روز اول مدرسه و مادرش که مدام دعا میکرد با اشکی در چشم .بزرگتر شد نو جوانی وفوتبال. جوانی وموهای بلند شلوار لی عینک دودی اولین عشق نافرجام زمزمه ای اهنگهای داریوش که مریدش بود..دبیرستان واولین سیگار در کوچه ای خلوت و بعد پاکتی در جیب .دانشگاه وخانه ای مجردی و اغاز کشیدن برای نخوابیدن هیچ فکر نمیکرد نیاز هر روزش شود .گرفتاری مصرف مواد واخراج از دانشگاه. اخمهای پدر وگریه های مادر همه به او بی اعتنا واو به همه بدهکار .جایی خوانده بود تا وقتی از مصرف مواد لذت ببری موفق به ترکش نخواهی شد ....اکران ادامه داشت امااو نمیدید..نور قرمز امبولانس بر دیوار خرابه جنازه ای رها شده با چشمانی نیمه باز ولبخندی تلخ ..........سکانس اخر را او ندید