سیاستمدار
کشیش میخواست بداند پسرش در اینده چکاره خواهد شد به اتاق او رفت .مشروب.پول .انجیل.روی میز گذاشت وباخود گفت اگر انجیل را بردارد مرد خدا اگرپول را بردارد تاجر واگر مشروب را بخورد انسانی کافر خواهد شد کشیش مخفی شد ..پسر وارد اتاق شد نگاهی کرد انجیل را برداشت ورق زد و زیر بغلش نهاد پول را در جیب ومشروب را سر کشید ورفت کشیش با خود گفت ای وای بر من این پسر سیاستمدار خواهد شد!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 21:52 توسط حسین
|