(شیرین  هراسان اطراف را مینگرد شخصی از دور نمایان میشود ذوق زده میدود)

شیرین:فرهاد.فرهاد عزیزم

(فرهاد او را در اغوش میگیرد بوسه های طولانی)

فرهاد:شیرین من .جان من چقدر زیبا شدی دوستت دارم دلبندم

شیرین:فرهاد عزیزم نمیدانی چقدر از دیدنت خوشحالم بهم قول بده دیگه تنهام نمی گذاری

(فرهاد دوبار ه شیرین را در اغوش میگیرد.بوسه های طولانی)

کاگردان:کات کات خوب بود بچه ها مرسی

شیرین به فرهاد پشت میکند سیگاری از کیفش بیرون میاورد پسر جوانی که گویا دستیار صدا بردار است به او نزدیک میشود شیرین لبخند میزند و بااو گرم صحبت میشود........

فرهاد با تلفن صحبت میکتد:نیم ساعت دیگه میام دنبالت اره خودش بود میدونم زشته .چکار کنم انتخاب کارگردانه .حالم بهم میخوره ازش

عکاس:ببخشید چند تا عکس باید بگیرم

(فرهاد وشیرین بهم نزدیک میشوند یکدیگر را در اغوش میگیرند بوسه های طولانی)۱