مریم جون
...دیدی مریم جون شرطو باختی!من از اولش هم یقین داشتم میبازی ولی تو قبول نمیکردی!هی میگفتی مردها همه مثل همند .بی وفایند.دروغگویند.دیدی امیر من اینطوری نبود!مریم جون منو امیر ازچند سال قبل ازدواج عاشق هم بودیم اگه بدونی چقدر مشکلات داشتیم برای به هم رسیدن!حتی من تا مرز خودکشی رفتم!امیر هم همینطور!حالا شوهر سابق تو چه میدونم نامرد بوده بی وفا بوده وبه تو خیانت میکرده دلیل نمیشه همه ای مردها مثل اون باشند!چون میخواستم بهت ثابت کنم اجازه دادم به خونه من رفت امد کنی.تازه ناراحت نشی ها امیر مخالف بود !اما من راضیش کردم چیزی نگه !خوب کی بریم اودکلنی که شرط بسته بودیم برام بخری!....
مریم اما هنوز سر حرف خودش بود هر چند قبول کرد شرط را باخته.او قبلا پول اودکلن را از امیر گرفته بود!!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:14 توسط حسین
|